آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

658

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

يزدگرد سيستان و خراسان را ترجيح داد ، و سعى بيفايده كرد ، شايد امراء محلى را ، كه در اين وقت كاملا مستقل بودند ، ببرداشتن سلاح و مقابله خصم بكشاند ، اما ميسر نشد . يزدگرد پيش از اين در سال 638 از خاقان چين استمداد كرده بود . پس از نيشابور بطوس رفت ، ولى كنارنگ آنجا ، كه مايل نبود او را پناه بدهد ، هديه‌هاى گرانبها پيش برد و گفت قلعهء طوس گنجايش موكب شاهى را ندارد « 1 » . پس ناچار يزدگرد بمرو رو نهاد . بنابر روايت بلعمى « 2 » ، « چون بمرو آمد با او چهار هزار سوار بود ، چنان كه حرب را نشايست ، همه دبيران ، و طباخان ، [ و بانوان حرم و ديگر زنان ، و پيرمردان ، و كودكان خاندان شاهى ] . با او خواسته نبود ، و از جايى چيزى براى او اندر نميآمد » . آنگاه ماهوى مرزبان مرو ، كه مىخواست از اين ميهمان ناخوانده خلاص شود ، با نيزك طرخان متحد شد . وى از اتباع ( يا فرمانبر يكى از اتباع ) يبغوى طخارستان بود « 3 » . نيزك فوجى را بگرفتن يزدگرد فرستاد . پادشاه برگشته‌بخت شتابان رو بفرار نهاده ، و تنها در تاريكى شب با جامه زربفت و زيور شاهوار گريزان شد . چون زمانى سرگردان و حيران بهر سوى رفت ، خسته و درمانده شده بآسيابى در آمده ، از آسيابان درخواست ، كه مكانى براى گذراندن شب به او بدهد . آسيابان او را نميشناخت ، اما از ديدن جامه‌هاى زيبا و گرانبهاى آنمرد غريب بطمع افتاد « 4 » ،

--> ( 1 ) - ثعالبى ، ص 743 . ( 2 ) - ر ك بلعمى ، 3 ، ص 504 . ( 3 ) - ر ك بالاتر ص 525 . ( 4 ) - در كتابى كه مشتمل بر تصاوير رنگين پادشاهان ساسانى بوده ( بقول صاحب مجمل التواريخ كتاب صور ) يزدگرد سوم را چنين نقش كرده بودند : « رنگ مخصوص او انواع مختلف رنگ سبز بود . شلوارش آبى آسمانى باقسام مختلف و تاجش سرخ بود . بدستى نيزه‌اى گرفته و بدستى بر شمشيرى تكيه كرده بود » ( مسعودى ، تنبيه ، جغرافيون ، ص 8 ص 106 و بعد كارادوو ، ص 151 . مقايسه شود با حمزه ، ص 62 ، ترجمه ، ص 46 ) ،